درسنامه آموزشی پیامهای آسمان کلاس هشتم
درس 5: روزی که اسلام کامل شد
رسول اعظم (ص) هرگاه گروهی را برای مأموریتی به جایی میفرستاد، یکی از آنان را سرپرست گروه قرار میداد تا دچار تفرقه و سردرگمی نشوند. در جنگهایی که خود حضور نداشت نیز چندین نفر را به ترتیب برای فرماندهی مشخص میکرد تا اگر یکی از آنها آسیب دید، نفر دیگر فرماندهی را به عهده بگیرد.حتی زمانی که برای مدت چند روز میخواست به سفر برود، فردی را تعیین میکرد تا در غیاب او به اداره امور مسلمانان بپردازد.
حالا کمی فکر کنیم؛
پیامبر خدا که در زمان حیات خود، مسلمانان را بدون راهبر و امام رها نمیکرد، آیا ممکن است وقتی که باید برای همیشه آنها را ترک کند، امت بزرگ اسلامی را بدون راهبر رها نماید و جانشینی برای خود تعیین و معرّفی ننماید؟
مهمترین پیام
صحرای حجاز لبریز از جمعیت است. بیش از صد و بیست هزار نفر!
مسلمانان از مدینه، یمن، عراق و هر جای دیگر، خودشان را برای حج به مکه رساندهاند. این دستور پیامبر خداست که هرکس توانایی دارد، خودش را به مراسم حج برساند.
در هنگام مناسک حج، چشمها و گوشها همه متوجه پیامبر خداست. همه میخواهند اعمال حج را از خود پیامبر بیاموزند.
فضای مکه تاکنون چنین حال و هوایی را به خود ندیده است. انگار همه چیز در این شهر تازگی دارد، اما آنچه از همه عجیبتر است، حالت خود پیامبر است. گویی نگران چیزی است، یا میخواهد خبر مهمی را به مردم بدهد که هنوز زمانش فرا نرسیده است…
مناسک حج تمام میشود و مسلمانان در کاروانی بزرگ از مکه خارج میشوند. چند روزی در بیابانهای خشک و سوزان راه میروند تا به غدیر خم میرسند. جایی که مسیر کاروانیان از هم جدا میشود.
در این هنگام جبرئیل امین نازل میشود:
این چه خبری است که این قدر اهمیت دارد؟
پیامبر خدا بیست و سه سال، با سختی و مشقت تلاش کرد تا دین خدا را بدون هیچ کم و کاستی به مردم برساند. و در این راه، نزدیکترین عزیزان و یارانش را از دست داد، شکنجهها و تنهاییها را تحمّل کرد، محاصره شد، گرسنگی کشید و بارها جهاد کرد و مجروح شد. حالا این چه پیامی است که اگر آن را به مردم نرساند، زحمتهای تمام این سالهایش به هدر میرود؟
این همان خبر مهمی است که مدتهاست ایشان را نگران کرده است. او نگران بود مبادا عدهای از مردم از سر لجاجت، از این دستور خدا سرپیچی کنند و گمراه شوند. اما اکنون که فرشتهٔ وحی دستور خداوند را به ایشان میرساند، دیگر نگرانیاش برطرف میشود.
رسول خدا دستور میدهد همهٔ کاروانیان از شترها پیاده شوند!
«صبر میکنیم تا کسانی که عقبترند به ما برسند. به آنان که جلو رفتهاند نیز بگویید همه برگردند!»
مسلمانان با تعجب به یکدیگر نگاه میکنند؛
همه میدانند که مسئلهٔ مهمی پیش آمده است، ولی کسی نمیداند چه موضوعی؟
نزدیک ظهر است و هوا بسیار گرم!
زیر آفتاب سوزان حجاز، عدهای عباهایشان را به سر کشیدهاند و عدهای دیگر به سایهٔ شترها پناه بردهاند.
هنگام نماز فرا میرسد و پیامبر خدا به نماز میایستد. مسلمانان نیز همگی به ایشان اقتدا میکنند و نماز را به جماعت میخوانند.
نماز تمام میشود و رسول خدا روی مکان بلندی میایستد.
سکوت همه جا را فرا میگیرد و چشمهای هزاران مسلمان به لبهای پیامبر دوخته میشود…
«ای مردم، مرگ برای هر انسانی حتمی است و من نیز مانند دیگر انسانها خواهم مرد. بدانید که من و شما همگی در برابر خداوند و دین مسئولیم. من به وظیفهٔ خود عمل کردم و پیامهای خدا را به شما رساندم و شما را راهنمایی کردم.
ای مردم، خداوند به من خبر داده است که مرگم نزدیک است. او مرا به سوی خویش دعوت کرده است و من خیلی زود به سوی او خواهم شتافت. پس با شما وداع میکنم و برایتان وصیّت مهمی دارم.
ای مردم، من از میان شما میروم و دو چیز گرانبها را در میان شما باقی میگذارم؛ تا وقتی به آن دو پناه ببرید گمراه نخواهید شد. یکی کتاب خدا و دیگری عترت و اهل بیتم؛ این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا آن هنگام که در کنار چشمهٔ کوثر به من ملحق شوند؛ پس خوب مراقب باشید که پس از من با این دو چگونه رفتار میکنید.»
سخن پیامبر که به اینجا میرسد، علی بن ابی طالب (ع) را نزد خویش فرا میخواند. دست او را میگیرد و میفرماید:
«ای مردم، تاکنون سرپرستی و رهبری شما به عهدهٔ من بوده است. آیا من از سوی خدا رهبر و صاحب اختیار شما نبودم؟ آیا من ولیّ و راهبر شما نبودم؟»
همه جواب میدهند: بله ای رسول خدا، تو پیشوا، ولیّ و صاحب اختیار ما بودهای.
در این هنگام پیامبر رحمت، دست علی (ع) را بالا میآورد و با صدایی بلند و رسا میفرماید:
«آگاه باشید، هرکس که من ولیّ و صاحب اختیار او بودهام، هم اکنون این علی سرپرست و ولیّ اوست. خداوندا، هرکس ولایت علی را پذیرفت، تو نیز او را تحت سرپرستی و ولایت خویش قرار بده؛ خدایا، یاران علی را یاری کن و با دشمنان علی دشمن باش».
در میان آن جمعیت انبوه، چند نفر سخنان پیامبر را جمله به جمله و با صدای بلند تکرار میکنند تا فرمایش ایشان به کسانی که دورتر نشستهاند نیز برسد. رسول اکرم در پایان سخنانشان میفرماید:
«آیا این پیام خداوند را به شما رساندم؟»
مردم میگویند: بله ای رسول خدا.
رسول خدا میفرماید:
«پس حاضران، این پیام را به غایبان نیز برسانند».
سخنان ایشان که تمام میشود، مسلمانان گروه گروه پیش میآیند و این افتخار بزرگ را به امیرمؤمنان تبریک میگویند. اصحاب پیامبر پیشاپیش بقیهٔ مسلمانان، ولایت حضرت علی (ع) را به ایشان تبریک میگویند و او را مولای خود مینامند.
دیگر نشانهای از نگرانی در چهرهٔ پیامبر خدا دیده نمیشد. او این پیام مهم الهی را در حضور دهها هزار نفر برای مردم بیان کرده است تا برای هیچ کس تردیدی در جانشینی حضرت علی (ع) باقی نماند.
هنوز جمعیت از اطراف علی (ع) پراکنده نشدهاند که فرشتهٔ وحی، آیهٔ دیگری را برای پیامبر میآورد:
این واقعه را تمام دانشمندان مسلمان در کتابهای مهم حدیثی و تاریخی خود ذکر کردهاند، به گونهای که برای هیچ مسلمانی (شیعه و سنی) تردیدی در اصل این ماجرا و سخنان پیامبر اکرم وجود نداشته و ندارد.
بهترین انتخاب
در ماجرای غدیر، انتخاب حضرت علی (ع) برای جانشینی پیامبر اکرم (ص) توسط خود خداوند انجام شد و جبرئیل امین نیز آن را به اطلاع پیامبر خدا رساند.
حالا اگر این انتخاب توسط خداوند انجام نمیگرفت، و قرار بود پیامبر، خودش کسی را برای این کار مهم انتخاب کند، چه کسی شایستگی این جانشینی را داشت؟
بیتردید شایستهترین فرد برای رهبری و هدایت مردم کسی بود که آگاه ترین مردم به قرآن و احکام الهی باشد و تمام احکام الهی را از رسول خدا فرا گرفته باشد و این فرد کسی جز امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب (ع) نبود.
جانشینی حضرت علی (ع) در روز غدیر، موجب ناامیدی کامل مشرکان و منافقان شد. آنها تصور میکردند چون پیامبر خدا پسری ندارد، کسی بعد از او نمیتواند رهبری مردم را بر عهده بگیرد، و با وفاتش دین اسلام نیز به فراموشی سپرده خواهد شد. اما جانشینی امیرمؤمنان به جای پیامبر اکرم (ص) در غدیر خم، تمام آرزوهای پوچ آنان را بر باد داد.
فعّالیت کلاسی (صفحهٔ 56 کتاب درسی)
کمی به ماجرای غدیر و سخنان رسول خدا در این روز فکر کنید! اعمال حج تمام شده است و مسلمانان مشتاقانه در انتظار بازگشت به شهرها و دیدار خانوادههای خود هستند. برخی از آنها که از مناطق دورتر به مکه آمدهاند، ماه هاست که از خانه و خانوادههایشان بیخبرند. در چنین شرایطی رسول خدا ناگهان صد و بیست هزار نفر را در بین راه متوقف میکند. آنان که جلو رفتهاند باید برگردند و آنان که عقب ماندهاند باید برسند. در بیابانی سوزان برایشان سخن میگوید و از آنها میخواهد همۀ آنچه را شنیدهاند برای بقیۀ مسلمانان بازگو کنند.
به نظر شما این همه تأکید نشانۀ چیست؟ با کمک دبیر محترم، دربارۀ این پرسش در کلاس گفتوگو کنید.
نشانه این است که پیامبر (ص) هیچ گاه جامعه را بعد از خود بدون ولی رها نمیکند و او به گفته خداوند عمل کرد و حضرت علی (ع) را جانشین خود قرار داد تا موجب ناامیدی کافران و مشرکان و منافقان شود و دین اسلام با رهبری حضرت علی (ع) و امامان بعد از او در میان مردم بیشتر از همیشه بدرخشید.
خودت را امتحان کن (صفحهٔ 57 کتاب درسی)
1- پیامبر اکرم (ص)، در روز غدیر خم، درباره امیرالمؤمنین (ع) چه فرمود و ایشان را به چه مقامی منصوب کرد؟
(آگاه باشید، هر کس که من ولی و صاحب اختیار او بودهام، هم اکنون این علی سرپرست و ولی اوست. خداوندا هر کس ولایت علی را پذیرفت، تو نیز او را تحت سرپرستی و ولایت خویش قرار بده، خدایا یاران علی را یاری کن و با دشمنان علی دشمن باش.) پیامبر، حضرت علی را به مقام ولی مردم و جانشین پس از خود منصوب کرد.
2- چرا در روز غدیر خم، کافران و منافقان از نابودی اسلام ناامید شدند؟
آنها تصور میکردند چون پیامبر خدا پسری ندارد، کسی بعد از او نمیتواند رهبری مردم را بر عهده بگیرد، و با وفاتش دین اسلام نیز به فراموشی سپرده خواهد شد. اما جانشینی امیرمومنان بجای پیامبر اکرم (ص) در غدیر خم تمام آرزوهای پوچ آنان را بر باد داد.
3- چرا بعد از پیامبر خدا تنها امیرمؤمنان (ع) شایستهٔ رهبری بر مسلمانان بودند؟
زیرا ایشان آگاهترین مردم به قرآن و احکام الهی بودند و تمام احکام الهی را از رسول خدا فرا گرفته بودند.